این روزها در هر ساعتی از شبانه روز هرکجای تهران که میروی رد پایی از خدمات شهرداری به خصوص در زمینه ی زیباسازی هست.از نقاشی های دیوارهای ساختمان ها و بزرگراهها بگیر تا بنرهای تبریک ماه مبارک رمضان و برنامه های فرهنگی در مساجد و جشن های رمضان در پارک ها و فرهنگسراهاو پررنگ کردن خطوط اتوبان ها در نیمه شب و سنگ فرش های پیاده روهای میدان ارک و چراغانی های زیبای نقاط مختلف شهر و... .

 اما شهرداری تهران یک روی دیگر هم دارد که حاکی از رسوخ روح اشرافیت و رفاه زدگی و سرمایه داری و اسلام آمریکایی در مدیران و شخص شهردار است. و آن برنامه ها و اقداماتی ست که ظاهرا هدفش جذب اقشار خاصی از جامعه است.اقداماتی مثل رستوران برج میلاد(با غذای 168 هزار تومانی و 280 هزار تومانی و بستنی 250 یورویی با روکش طلا) و جشن نیمه شعبان با این وضع مبتذل و مجموعه برنامه های مفرح به نام " سامانه ی شادی" و... که تصاویر برخی از آن ها منتشر شده است از این جمله است.

همچنین اضافه کنید کنسرت های آنچنانی موسیقی پاپ و سنتی را در تالار برج میلاد که بابت هر شب 15 میلیون به جیب شهرداری می رود.

نشریات مختلف همشهری هم برای اقشار و سلیقه های مختلف و با بودجه ی بیت المال و با کاغذ مرغوب منتشر می شود.همشهری جوان،همشهری دیپلماتیک،همشهری داستان(که پایه ی ثابت کافه ها و محافل روشنفکری شده)،همشهری حیات وحش(با چاپ رنگی و کاغذ گلاسه)،همشهری اقتصاد،همشهری دانستنی ها و همشهری دوچرخهُهمشهری محله و... .که تیم رسانه ای بعضی آنها فعالان رسانه ای اصلاح طلب بوده و هستند که در تیر ماه سال جاری و پس از گذشت 2 سال از فتنه برکنار شدند.

در این یکی دو ساله چقدر از تصاویر مدهبی و انقلابی از دیوار های تهران حذف شد(تصویر شهید مدرس از اتوبان مدرس،تصاویر شهدای جهان اسلام مثل شهید سید عباس موسوی دبیرکل سابق حزب الله،شهید مصطفی مازح  مجری حکم امام خمینی علیه سلمان رشدی،شهید هادی نصرالله،مادر شهادت طلب فلسطینی) و نقش گل و بلبل و درخت و چمن جایگزین آنها شد!    حدف عبارت "شهید" از تابلوی کوچه ها و خیایان ها در اسفند 89  و نصب بنرهای تبلیغاتی کالاهای تجملی که همه ی خیابان ها و اتوبان ها را پوشانده و بابت آنها پول کلانی به جیب شهرداری می رود از خدمات جناب شهردار به تهران است.

 

. شهر در حال زیباسازی ست به نظر مدیران شهرداری؛اما هزینه ی آن سکولاریزه کردن فضای شهر است.تا یکی دو سال دیگر در نتیجه ی زیباسازی جناب قالیباف تهران(ام القرای اسلام و تشیع) با آنکارا(پایتخت حکومت لاییک ترکیه) فرقی نخواهد داشت.زیبا و البته خالی از هر نماد دینی و انقلابی!!


سوال اصلی این است که کدام یک از این اقدامات از وظایف شهرداری و یا از اولویت های آن است؟ آیا بی خانمان ها و فقرا و گرسنگان و بچه های دستفروش و اقشار ضعیف و کم در آمد جایی در برنامه ها و ردیف بودجه ی شهرداری دارند؟ حذف نمادهای انقلابی و مذهبی از شهر و صرف بودجه های کلان در برنامه های ضدفرهنگی مثل کنسرت ها وجشن های مبتذل با بودجه ی بیت المال مسلمین چه توجیهی دارد؟

 

در حالی که عده ای در تهران از فقر و گرسنگی و بی خانمانی رنج می برند  غذای چند صدهزار تومانی برج میلاد چه معنایی دارد؟ شهرداری برای فقیران و گرسنگان چه کرده است؟ اقدامات تبلیغی مثل تجهیز پادگان دوکوهه در ایام اردوهای راهیان نور توسط سطل آشغال های مزین به آرم شهرداری با چه هدفی صورت می گیرد؟ زیباساری دیوار های شهر مهم تر است یا رسیدگی به امور محرومین و فقرا؟

رفاه هرچه بیشتر مرفهین برای شهرداری تهران و شخص آقای قالیباف ظاهرا از فقرا و محرومین مهم تر است که در افتتاح پارک حصرت ابراهیم(همان پارک آب و آتش  که در قضیه ی آب بازی معروف شد) در مصاحبه ی خود می گوید:من به عنوان شهردار تهران هنگامي که به مجموعه هاي تفريحي موجود نگاه مي اندازم، احساس حقارت مي کنم چرا که ما جايي مناسب و در شان براي تفريح مردم نداريم.

قال امیر المومنین(علیه السلام):الله الله فی الطبقة السفلی....خدا را خدا را در مورد طبقه ضعیف!

(بخشی از نامه ی ایشان خطاب به مالک اشتر)




پی نوشت:

*دیدار امسال آقا با دانشجویان و کمبود کارت ها و ویژه خواری برخی ها هم داستانی بود امسال! ر.ک پست وبلاگ عصر روح الله

*قحطی در سومالی هر روز و هر دقیقه قریانی می گیرد. خیلی هاشان هم این روزها روزه اند.دیدن عکسهایش حداقل فایده ای که دارد این است که از این فضای سیاسی و سطحی کمی خارج می شویم و یادمان می آید که وظایف دیگری هم داریم.آقا هم روی کمک به آنها تاکید کرده اند.شماره حساب ۹۹۹۹۹ بانک ملی متعلق به جمعیت هلال احمر هم برای کمک های مردمی اعلام شده.

*این آشوب های اخیر انگلیس هم در نوع خودش جالب بود. مدعیان دموکراسی و جامعه ی باز و حقوق بشر در این 5 روز همه ی حقوق بشر و انسان را زیر پا گذاشتند.مردمشان را با اسب و سگ سرکوب کردند و در 5 روز 5 نفر را کشتند! در 8 ماه فتنه در ایران نهایتا 30 نفر کشته شد.به انگلیسی ها بود در 8 ماه(به حساب هر ماه 30 روز)باید 240 نفر کشته می شد.