امسال پانزدهم خرداد ماه مصادف شد با سیزده رجب،ولادت امیرالمومنین علیه السلام؛ اما سیزده رجب یک مناسبت تاریخی دیگر هم دارد که خاک فراموشی زیادی رویش نشسته و آن هم سالروز بردار کردن شیخ فضل الله نوری(رحمت الله علیه) است.

امسال 14 خرداد روز از دنیا رفتن امام خمینی بود و 15 خرداد روز شهادت شیخ فضل الله نوری!

اما از دنیا رفتن این دو بزرگوار و عکس العمل جامعه ی آنها  تفاوت های زیادی با هم دارد که تامل در آنها سودمند به نظر میرسد.

چرا جامعه ای باید به آنجا برسد که یکی از چند عالِم بزرگش را در روزِ روشن اعدام کنند و دار بزنند؟! جامعه ی زمان شیخ فضل الله به چه بیماری ای مبتلاست که بردار رفتن این عالِم بزرگ را تماشا می کند و آب از آب تکان نمی خورد؟!

تصورش سخت است؛شیخ فضل الله نوری،از شاگردان درجه یک میرزای شیرازی و از علمای بزرگ تهران را،بیاورند میدان توپخانه،طناب دار به گردنش بیندازند و اعدامش کنند و پای دارش سوت و کف بزنند؛بعد هم عکس یادگاری بیندازند!! مردم هم این وسط فقط نگاه می کنند و سکوت!!!

اما جامعه ی عصر امام روح الله! برگردیم عقب تر از رحلت امام در سال 68. در13 خرداد 42  امام خمینی(ره) در روز عاشورا علیه رژیم شاهدر مدرسه فیضیه سخنرانی میکند.سحرگاه 15 خرداد امام دستگیر و به تهران منتقل میشود.با پخش این خبر تجمعات اعتراضی مختلفی در شهرهای مختلف صورت میگیرد،رژیم شاهنشاهی به مردم تیراندازی می کند و قیامها تا دو سه روز بعد ادامه پیدا می کند.

شیخ فضل الله و امام روح الله،یک روح اند در دو زمان متفاوت،هر دو ضد غرب و شرق،هردو ضد روشنفکران غربزده،هردومنادی اسلام ناب،و هردو خواستار اجرای احکام اسلام در جامعه و عرصه ی سیاست و حکومت! اما مردم و جامعه ی آنها زمین تا آسمان با هم فرق می کند!! جامعه ی عصر شیخ فضل الله را دو عامل بیمار کرده:یکی غربزدگی و روشنفکری؛دیگری سطحی زدگی روحانیت!

در 15 خرداد و بعد از آن،امام خمینی اگر چه در تبعید بود،اما سایر روحانیون راه ایشان را در پیش گرفتند و منادیان مکتب  اسلام ناب و اندیشه ی امام شدند. در جامعه ی زمان شیخ فضل الله اما اوضاع جور دیگری بود.روحانیون تحت تاثیرجو ایجاد شده توسط روشنفکرهای غربزده و شرقزده،پذیرفتند که شیخ فضل الله را تنها بگذارند!! شیخ فضل الله  و عده ی قلیلی از روحانیون همفکر او در یک سو،و غالب روحانیون در سوی دیگر و در کنار روشنفکران و غربزده ها و یپرم خان ارمنی قرار گرفتند.

جامعه ای اگر روح روشنفکری غربی و شرقی را بپذیرد،طبیعی ست که اسلام نابِ عرصه ی سیاست را رها می کند.و ای کاش رها می کرد فقط! می گذارد تا اسلامِ ناب را بردار بکشند!

اما وقتی روشنفکر های غربزده و شرقزده رهبری یک حرکت را در دست نگیرند و مورد اعتماد و وثوق روحانیون قرار نگیرند،سرنوشت شیخ فضل الله برای سید روح الله تکرار نمی شود!

جلال آل احمد در كتاب خدمت و خیانت روشنفكران راجع به بردار کردن شهید شیخ فضل الله نوری چنین می نویسد:

از آن روز بود كه نقش غرب زدگی را همچون داغی بر پیشانی ما زدند و من نعش آن بزرگوار را بر سر دار همچون پرچمی می دانم كه به علامت استیلای غربزدگی پس از دویست سال كشمكش بر بام سرای این مملكت افراشته شد.


پی نوشت:دستور بده که صندلی را بکشند/ ما منت مرگ را نخواهیم کشید

..........................................

برخی جملات ناب شیخ فضل الله نوری:

مشروطه­ ای که از دیگ پلوی سفارت انگلیس سر بیرون بیاورد، به درد ما ایرانی­ها نمی­خورد.


من والله با مشروطه مخالفت ندارم، با اشخاص بی­دین و فرقه ضالّه و مضلّه مخالفم که می­خواهند به مذهب اسلام لطمه وارد بیاورند.


بر شماست که قانون اساسی اسلامی را طلب کنید.

...............................................................................................

لینکهای مفید در رابطه با شهید شیخ فضل الله نوری:

تصویر دستخط و امضای شهید شیخ فضل الله نوری

مبارزات شیخ شهید+ جملات امام روح الله راجع به ایشان

یک منبع غنی راجع به شیخ فضل الله

لینک تصویر قبر شیخ فضل الله